ديريست که يار ما نمي‌آيد

شاعر : اوحدي مراغه اي

پيغام به کار ما نمي‌آيدديريست که يار ما نمي‌آيد
خود بوي بهار ما نمي‌آيدهر کس به تفرجي و صحرايي
او خود به ديار ما نمي‌آيدما را به ديار او نباشد ره
زيرا به شمار ما نمي‌آيدکمتر ز سگيم در شمار او
کين عشق به کار ما نمي‌آيداي دل، بتو پيش ازين همي گفتم:
هرگز بگذار ما نمي‌آيددولت همه جا برفت و باز آمد
اندر دل زار ما نمي‌آيديک دم نرود که ياد او صد پي
در چشم شکار ما نمي‌آيدآن دام که ما نهاده‌ايم، اي دل
کان بت به کنار ما نمي‌آيداي اوحدي، از خوشي کناري کن